تبليغاتX
ریاضی وحل مساله موسیقی فکر - داستان خدا bgsound src=" http://users.pandora.be/iranianmidi/aref.html"loop="-1">

خداي خوبي و خداي بدي بر بالاي كوه همديگر را ملاقات كردند .

خداي خوبي گفت : « روزت به خير برادر . »                                                      

خداي بدي پاسخي نداد .

خداي خوبي گفت : « امروز سرحال نيستي . »

خداي بدي گفت : « درست است ، زيرا اين روزها مرا با تو اشتباه مي گيرند ، مرا به نام تو مي خوانند و با من چنان دفتار مي كنند كه گويي من توام و اين مرا خوش نمي آيد . »

خداي خوبي گفت :«اما مرا نيز با تو اشتباه مي گيرند و مرا نيز به نام تو مي خوانند . »

خداي بدي راه خويش گرفت و رفت ، در حالي كه به بلاهت انسان لعنت مي فرستاد .

 

جبران خلیل جبران

+ نوشته شده توسط فکر تک در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 23:0 |
" loop="-1" >